غلامعلى صفايى
149
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و ردّ ابن خروف : و ابن خروف قائل به حرفيت « لمّا » شرطيه است و ادعاى كسانى كه مىگويند « لمّا » داخل بر فعل ماضى اسم مىباشد رد كرده است به اين دليل كه جايز است گفته شود : « لمّا أكرمتني أمس أكرمتك اليوم » . صحت اين استعمال ، دلالت بر حرفيّت « لمّا » قسم دوّم مىكند زيرا اگر اين « لمّا » اسم و ظرف بود ، بايد محلا منصوب به فعل جواب مىشد زيرا نمىتواند فعل شرط در آن عمل كند چون بنا بر اسميت آن ، اضافه به جمله شرط مىگردد و مضاف اليه نمىتواند در مضاف عمل كند ، بنابراين اساس اگر « لمّا » اسم و ظرف بود و عامل آن ، فعل واقع در جواب « أكرمتك » باشد تناقض لازم مىآيد زيرا « أكرمتك » زمان آن « اليوم » است و زمان « لمّا » به واسطهء اضافه به جمله بعد كه زمان آن « أمس » است و كسب تعيين زمانى از آن مىكند ، معناى آن « أمس » مىشود ، در نتيجه فعل « أكرمتك » داراى دو زمان متناقض خواهد بود - امروز و ديروز - كه اين صحيح نمىباشد . و الجواب : بايد دانست كه قول ابن خروف صحيح نيست زيرا آن مثال در حيث كيفيت جمله شرط همانند اين آيهء شريفه است : إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ( المائدة / 116 ) شايان ذكر است چون فعل شرط بايد همواره استقبالى باشد لذا فعل شرط در آيه كه لفظا و زمانا ماضى است بايد تأويل به فعلى برده شود كه هرچند لفظا ماضى است لكن معنا استقبالى مىباشد و آن تأويل اين گونه است : « إن ثبت أني كنت قلته فقد علمته » يعنى اگر ثابت شود الان كه من - حضرت عيسى عليه السّلام - به نصارى گفتهام كه شريك براى خدا قرار دهيد ، محققا شما مىدانستيد » و معناى مثالى كه ابن خروف آورد نيز اين گونه است و تأويل آن عبارت است از « لمّا ثبت اليوم إكرامك لي أمس أكرمتك » . يعنى اگر امروز ثابت شود كه شما ديروز اكرام كردهايد مرا ، اكرام مىكنم امروز شما را » بنابراين ظرف زمان جواب و زمان « لمّا » يكى مىشود كه همان « اليوم » است و تناقض بر طرف مىشود . لذا نمىتوان گفت كه « لمّا » به دليل آن مثال حرف است .